تبليغاتX
یوسف زهرا(س)
دهه فجرگرامی باد

 
دکلمه بسیار زیبا در مورد دهه فجر
 
دهه ی فجر( ۱۲ تا ۲۲ بهمن )
 

 


دکلمه بسیار زیبا در مورد دهه فجر

باز هم دهه ی فجر آمد تا مارا به یاد زمان های پر شور و غوغای سال های ۵۷ بیندازد،

آمد تا مارا دوباره نسبت به جنگ ها  و قیام های آن موقع به فکر فرو برد!

بوی گل وسوسن ویاسمن آید

عطر بهاران کنون ازوطن آید

=============================

دکلمه انقلاب اسلامی , امام آمد..

دکلمه بسیار زیبا در مورد دهه فجر

امام آمد، …

و آتش نمرودیان را گلستان خرم ساخت.

موسایی بود که فرعون را در کام موج انقلاب، غرق کرد و “بنی اسلام” را به ساحل نجات “

جمهوری اسلامی” رهنمون گردید،

امام آمد،

و چراغ بادیه ی ظلمت شد، و خلیل حادثه ی ایمان.

“ذلت ایران” را به “عزت اسلام” مبدل ساخت و سرها و گردن ها را درمقابل ابرجنایتکاران،

همچو قله های رفیع، برافراشته ساخت وبرگه ی بدهکاری مستضعفین را دربرابر قدرت های

 استکباری، به برگه های طلبکاری مبدل کرد و موازنه ها را در منطقه و در سطح جهان برهم

زد و طرح نو در انداخت و دنیایی جدید ساخت و  اسلام را به عنوان “نیروی سوم” در سطح

جهان مطرح نمود.

امام آمد، …

و شوکت دروغین و جبروت پوک و پوچ جباران را در هم شکست و زمین افتادگان محروم، و

 لگدمال شدگان مظلوم را به اوج شکوه و شوکت رساند. آمد، و سیلی “اسلام” را بر صورت

 “کفر” نواخت و با مشت و بازوی “حق”، بر فرق و دهان “باطل” کوبید.

آمد، و همه جای ایرانمان را طراوت و سرسبزی ایمان بخشید و  تمامت سر زمینمان را، و

دشت ها و  جلگه هایمان را، کوهها و  بیابان هایمان را، کوچه و گذرهایمان را، خانه ها و

مزارهایمان را، لاله کاشت، لاله ی سرخ انقلاب، که خونبهای آزادی بشریت، و  رهگشای

 مردم به سوی نور و فلاح و روشنائی است.

امام آمد، …

و لاله های سرخ شهادت را آبیاری کرد، و با آمدنش،  ویرانه هایمان  آباد شد، و  جهاد

زندگی ساز “سازندگی” معجزه کرد، و کار، ارزش یافت، و کارگر، مقدس شد و ساختن،

عبادت گشت و عبادت، بعد سیاسی یافت.

انقلابمان پیش رفت – و می رود – ولی نه به  بهای کم، که به  قیمت هزاران شهید و

جانباز و مفقود و اسیر.

چه خون هائی که ریخته شد،

چه عزیزانی که فدا شدند،

و چه مخلصانی، در مقام رفیع “ایثار” جای گرفتند.

“آبادان” مان، “شهید آباد” گشت،

“خرمشهر” مان، “خونین شهر” شد،

و “خوزستان” مان، “خونستان” ،

و خانه هایمان، سنگر،

و کلاسهایمان، جبهه،

و قلمهایمان، سلاح،

و بذرهایمان، باروت،

و کارخانه هامان، معبد،

و سنگرهایمان، محراب.

جهادمان، “سازندگی” شد،

و سازندگی مان، “جهاد”،

و سوادآموزی مان، “نهضت”،

و شهادت هایمان، “بنیاد”.

ملتمان، “بسیج” گشتند،

و پیرانمان، “چریک” شدند،

و جوانانمان، “پاسدار”،

و عشایرمان، “مسلح”،

و کردهای مسلمانمان ” پیش مرگ”،

هر روزمان “عاشورا” شد،

و جای جای وطن سرخ و خونینمان، همچون سوسنگرد، هویزه، خرمشهر، بستان، دزفول،

 سومار، میمک، و … “کربلا” گشت.

اسلام عزیز شد و مسلمانان سربلند،

قرآن، حاکم شد و طاغوت، فراری،

صف ها متحد و مشت ها گره خورده و تکبیرها بلند.

و … اینها بود گوشه ای از میوه های  روئیده بر شاخسار زمان در “۲۲ بهمن” که  با

بذرافشانی باغبان بزرگ خیر و برکت و حق و آزادی، یعنی امام امت،فرادست آمده است.

یاد آن روز آفتابی جاودان، و ثمرات “یوم الله” بزرگ و خونرنگ ۲۲ بهمن افزون باد.

برگرفته ازوبلاگ

http://www.mihan2fun.com/


 

نوشته شده توسط فرجی در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ساعت 7:57 موضوع | لینک ثابت


تبریک

          


به امامت رسیدن یگانه منجی بشریت امام مهدی (عج)برتمام عاشقان آن حضرت مبارک 



 

نوشته شده توسط فرجی در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ساعت 11:2 موضوع | لینک ثابت


امام مهدی کیست؟

امام مهدی کیست؟

بحث و گفتگو درباره امام زمان علیه السلام از مهم ترین موضوعات دینی -عقیدتی است

که ارتباط و پیوندعمیقی با اسلام و مسلمین دارد٬چون امام زمان علیه السلام٬حقیقتی

اسلامی ست و مهدویت از مهم ترین مسائل دینی می باشد.

امام زمان علیه السلام٬اسطوره ای نیست که شیعیان برای تسلی خاطر و رهایی فکری

ازدردو رنج آن را ساخته٬پرداخته بباشند٬همان مصایب ودردهایی که درطول قرون متمادی 

برشیعیان وارده شده است.

امام زمان علیه السلام٬نظریه یاتفکری نیست که شیعیان برای تخفیف دردهای به سبب

مظلومیت به آن رو آورده باشند٬چنانچه بعضی از فیلسوف نماها٬چنین نظر دارند.

امام  زمان علیه السلام٬خرافه ای نیست که قصه گوها آن را ساخته و به اسلام ربط داده

 باشند٬چنانچه بعضی جاهلان-که ادعای علم و فرهنگ می کنند-چنین تصورکرده اند.

همچنین امام زمان علیه السلام٬بیهوده گویی تاریخی نیست تادشمنان ولجوجان دربرابر

حقیقت٬ آن را مسخره کنند.

بلکه  امام  زمان علیه السلام ٬ حقیقتی اسلامی و  واقعی است که  لایق کوشش برای

شناساندن آن و محستحق توجه و آموزش است.

این حقیقت ٬ ادامه دهنده  راه  اسلام  و قرآن  است  و مسئله ای  ریشه ای  و اساسی

می باشد که قرآن به آن بشارت داده است و پیامبر عظیم الشان علیه السلام در جاهای

بسیار و مناسبت های عدیده درباره آن صحبت کرده است وائمه علیه السلام نیز شیعیان

خود و تمامی امم اسلامی را به وجود این امام بشارت داده اند.

در طول  قرون متمادی نیز  علما ٬ محدثان٬ مفسران و  مورخان٬کتاب های مفصلی درباره

مهدویت نوشته اند.

پس این  موضوع  استراتژی است که در نوع خود٬ منحصر به فرد بوده٬ وجه تمایز زیادی با

موضوعات دیگردارد.نظرات و گفتار درباره این موضوع ٬بسیاراست که گروهی آن راپذیرفته٬

گروهی با دیده تعجب و انکار به آن نگریسته اندو عده ای هم سکوت کرده اند.

پس مهدویت از اموری نیست که گذشت زمان٬باعث فراموشی آن شود٬بلکه نداو فریادی

رسا٬منزلگاه نظرات امت های گوناگون و تکیه گاه آروزهای بشریت است.

امام مهدی علیه السلام انسانی است که هزار و صد و چهل و دو سال پیش به دنیا آمده

است.(زمان تالیف کتاب ۱۳۷۹هجری بوده است)

امام زمان تا الان زنده است و روی این کره خاکی زندگی می کند٬می خورد٬ می آشامد٬ 

عبادت می کند و در انتظار امر الهی برای خروج و ظهور هست.

او از دیده ها پنهان است٬ولی مردم را می بیند و خود  را به مردم نمی شناساند و در هر

جایی که بخواهد٬حضور می یابد.

او اشراف و احاطه کامل به تمام جهان آفرینش ٬مردم و سرزمین ها دارد.

به خواست خداوند از هر چه در عالم اتفاق می افتد٬با خبر می شود.

روزی که در نزد خداوند٬معلوم و نزد ما مجهول است ٬ ظهور خواهد کرد و  علایمی حتمی٬

قبل از ظهورش اتفاق می افتد.

در آن هنگام بر تمام کره خاکی ٬حاکم خواهد شد.

عیسی بن مریم علیه السلام از آسمان پایین آمده ٬پشت سرش نماز خواهد خواند.

تمامی دولت ها و مردم سرتا سر عالم٬مقابل ایشان سر تسلیم فرود می آورند.

تمامی ادیان و ملل٬تسلیم محض او می شوند.

او با همان دین و سیره اسلام محمد صلی الله  علیه واله خواهد آمد. 

پی نوشت:

امام مهدی از تولدتا بعد ازظهور صفحه ۲۲-۲۱


 

نوشته شده توسط فرجی در پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ساعت 10:54 موضوع | لینک ثابت


شهادت سرور و سالار شهیدان امام حسین(ع)برعاشقان آن حضرت تسلیت باد

 


 

نوشته شده توسط فرجی در پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ساعت 10:20 موضوع | لینک ثابت


شرایط ظهور امام زمان(عج)،قسمت اول

آیة الله خز علی:  

آماده شدن جهان و آماده شدن مردمان جهان

آماده شدن جهان آماده شدن مردمان جهان از نظر ابراز و رسانه و مردم از نظر یاس و سرخوردگی از

حکومت ها و عطش شدی یک حکومت عادله.

 

آیة الله نوری همدانی:

آمادگی جهان جهت پزیرش دعوت آن حضرت

شرایط ظهور آن حضرت متعدد است که از همه مهمتر آمادگی جهانی جهت پذیرش دعوت آن حضرت

می باشد.هر گاه جامعه انسانی به مرحله ای رسید که از تمام مکاتب مادی جهت اصلاح بشر٬مایوس

شد و زمینه پذیرش دعوت مصلح الهی ایجاد گردید بااراده و مشیت الهی٬آن حضرت ظهور می کند.

 

آیة الله سید محمد شرازی:

آمادگی مردم و اذن پروردگار عالم

 شرایط ظهور آن حضرت٬آمادگی مردم است و اذن پروردگار عالم در ظهور و در دعاهای وارده٬به آن اشاره

شده است.

 

آیة الله سیدصادق روحانی :

آنگاه که اصلاح به نقطه صفر رسید

آنگاه که اصلاح به نقطه صفر رسید. نخستین نشانه ای که از نزدیک شدن ظهور امام زمان(عج)حکایت

می کندفراگیر شدن  و توسعه ظلم و جور و فساد در سراسر جهان است به اصطلاح آنگاه که اصلاح به

نقطه صفر برسد٬حق و حقیقت طرفدار نداشته باشد.این موضوع از روایات اسلامی که تحت عنوان کما

ملئت ظلماً و جوراً ذکر شده است معلوم می شود.

 

آیة الله علوی گرگانی:

مشیت حضرت حق تعالی

شرایط ظهور بردو قسم است :یک قسم مربوط به حضرت حق تعالی است که به حسب مفاد بعضی از

اخبار هر گاه که معشیت حضرت حق به ظهور امام تعلق گرفت شمشیر ذوالفقار به قدرت الهی به سخن

می آید و حضرت را دستور به قیام می دهد و چه هنگام این واقعه عظیم ٬اتفاق می افتد کسی نمی داند

جز ذات باری تعالی.

برگرفته از کتاب آیا ظهورنزدیک است؟   


 

نوشته شده توسط فرجی در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 ساعت 10:14 موضوع | لینک ثابت


بشارت های قرآن درباره امام زمان(عج)

قرآن کریم٬همان کتابی است که هیچ مورد باطلی در آن راه ندارد و در این کتاب هر مطلبی بیان شده

است وهیچ خشک وتری باقی نمانده٬مگر اینکه دراین کتاب روشنگرآمده٬از چیزی کوتاهی نشده .قرآن٬

آخرین کتاب آسمانی می باشدهمان گونه که اسلام آخرین دین است.

آیا قرآن٬نسبت به این واقعه بزرگ-که باعث تحول عظیمی در حیات وزندگی بشر می شود-ساکت است؟

 قرآنی که از غلبه روم برفارسیان و ازقیام دولت یهود با همکاری دولت های بزرگ٬خبر می دهد«ضُرِبَتْ

عَلَیْهِمُ الذِّلّةُ اَیْنَ ما ثُقِفُوا اِلّا بِحَبْلٍ مِّنَ اللهِ وَ حَبْلِ مِّنَ النّاسِ»قرآنی که در باره یاجوج

وماجوج خبر می دهد.

قرآنی که از ممکن بودن پیمودن فضا٬خبر می دهد:«یامَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْاِ نسِ اِنِ اسْتَطَعْتُمْ آَن

تَنفُذُوا مِنْ اَقْطارِ السَّماوَاتِ وَ الْاَرضِ فانفُذُونَ اِلَّا بِسُلْطانٍ »

آیا می شود که چنین قرآنی از ظهور امام زمان(عج) وپیروزی اوخبر ندهد؟

هرگز چنین نیست! قرآن حکیم در جاهای زیادی از امام زمان(عج) وقیام اوخبر داده است٬تاویل این گونه

آیات٬در باره امام زمان(عج) وظهور اوست به طوری که ائمه که قرآن در خانه های آنها نازل شده٬به این

مطلب تصریح کرده اند.

بعضی از این آیات را برای شما می آوریم:

آیه اوّل «وَنُرِیدُ آَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ

نَجْعَلَهُم الْوَارِثِینَ* وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْاَرْضِ وَ نُرِیِ ُفِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَّهُما

مَنهُم مّاکانُوا یَحْذَرُونَ»

«ما اراده کردیم که برآن طایفه ضعیف وذلیل در آن سرزمین٬منت گذارده٬آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم و

وارث (ملک وجاه فرعونیان)گردانیم ودر زمین به آنها قدرت وتمکین بخشیم و به چشم فرعون وهامان و 

لشکریانشان٬آنچه را که از آن ترسان بودند٬بنماییم.»

اما علی (ع)در این باره فرموده است:

«لتطفنّ الدنیا علینا بعد شِماسِها عَطْفَ الضَرُوس علی ولدها(و تلی (ع) عقیب ذلک)قوله

تعالی :وَنُرِیدُ آَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُم

الْوَارِثِینَ»

«دنیا٬پس از سرکشی اش٬مانندشتری -که شیر به صاحبش نمی دهد ـ تا برای بچه اش نگاه دارد با ما

روی خواهدآورد.»و سپس این آیه را تلاوت فرمود:

وَنُرِیدُ آَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُم

الْوَارِثِینَ»

ابن ابی الحدید در شرحش می گوید٬همفکران ما می گویند٬این آیه به آمدن امامی وعده می دهد ـ که

سراسر زمین را تصرف می کند ـوب تمامی کشورها حکمفرمایی می کند.

این حدیث از راه های گوناگونی ازامام علی(ع) وارد شده است وشاید به شرح بیشتری نیازداشته باشد٬

(شماسها)به اسبی گفته می شوذ که از سواری دادن بر پشت خود خودداری می کند٬(الضروس)شتر بد

اخلاقی  را گویند که دوشنده خود را گاز بگیرد.

معنی سخن امام علی (ع) این است که دنیا بعد ظلم وستم بسیار بر اهل بیت(ع) به  آنان رو می کندو 

اهل بیت (ع)قیام می کنندو بر دشمنانشان پیروز می شوند٬آنها تمامی سر بالایی های سختگذر و پر

ازسنگلاخ  را که در مسیر نهضت مقدسشان وجود دارد از میان  بر می دارند و دنیا بعد ازآن همه سختی

به اهل بیت(ع) برای آنان راحت و بعد از تلخی های بسیار٬شیرین  می گرددو دنیا بعد از سرپیچی٬بالاخره

سر تسلیم فرود می آورد و بعد از سرکشی رام می شود.

از امیر مومنان روایت شده که:

«المستضعفون فی الارض٬المذکورون فی الکتاب٬الذین یّجعلهم الله ائمة:نحن اهل البیت٬یَبعث

الله مهدیَّهم فیعزُّهم ویذلُّ عدوّهم.»

مستضعفان بر روی زمین٬آن کسانی که در قرآن ذکر شده اند - که خداوند آنان را رهبرقرار داده - ما اهل

بیت(ع) هستیم خداوند مهدی اهل بیت (ع) را بر می انگیزد تا اهل بیت(ع) را عزیز وگرامی بدارد 

ودشمنان آنان را خوار وذلیل گرداند.»

برگرفته از کتاب امام مهدی از تولد تا بعداز ظهور

 

 

 


 

نوشته شده توسط فرجی در چهارشنبه چهارم اسفند 1389 ساعت 10:2 موضوع | لینک ثابت


آماده باش یاران امام زمان(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

« قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: (یا ایها الذین ءآمنوا!اصبروا و صابروا و رابطوا واتقوالله لهلکم تفلحون) 

وقال مولانا الحسن العسگری (ع)و الله لیغیبن غیبة لا ینجو فیها من التهلکة الّا من یثبته الله علی القول

بامامته و وفقه للدعاء بتعجیل فرجه»

در میان روایاتی که درباره ی حضرت مهدی (ع)وارد شده٬به دو دسته اخبار برخورد می کنیم که موضوع

گفتار ماست.

گروه اول٬روایت هایی را نشان می دهدکه بسیارنگران کننده است زیراخطرهای زمان غیبت امام زمان(ع)

رابیان می کند.اما گروه دوم راه بر طرف شدن آن نگرانی هاوخطر ها نشان می دهد.

بی دینی آفت دوران غیبت

درحدیث هایی ازمعصومان (ع)از این مساله خبرداده شده که در زمان غیبت کبری٬مردم درتباهی وسقوط

دینی بسر می برند.از دین فاصله می گیرند٬از امامت وولایت فاصله می گیرند.شاید٬مردم کم کم به

جایی برسند که بگویند:«ما نه مرجعیت نیاز داریم و نه به دین»!کم کم بوی این تباهی وسقوط هم به

مشام می رسد وزنگ خطر به صدا در آمده است.

برای نمونه۲دو روایت را درین راستا بخوانم:

حضرت مولی الموحدین علی ابن ابیطالب(ع)به فرزندشان٬سید الشهداء(ع)فرموند:

«التاسع من ولدک٬هو القائم  بالحق؛المظهر للدین؛الباسط للعدل: 

نهمین فرزند٬از فرزندان تو٬همان قیام کننده برای حق است که دین راآشکارکرده وعدالت را گسترش

خواهد داد».یعنی هم عدالت درونی وفردی وهم عدالت اجتماعی را برقرارمی کند؛و نمی گذارد تبعیضی

در جامعه بماند.

در ادامه ی این روایت آمده که امام حسین (ع)با شگفتی پرسیدند:«یا ابتاه!اِنَّ ذلک لکائن؟!»

آیا واقعا این طور خواهد شد.حضرت علی(ع)فرموند:بله؛به آن خدایی که محمد(ع)را به رسالت برانگیخت٬

این اتفاق رخ خواهد داد«ولکن بعدغیبة وحیرة:اما پس از یک غیبت طولانی وتحیر وگیج وسرگردان

شدن مردم!»

مردم جهان که گیج وسرگردان بوده و هستند؛پس این روایت آن ها رانمی گوید بلکه شیعه را می گوید!

یعنی٬شیعه نیز سرگردان می شود وراه حق رااز باطل تشخیص نمی دهدو نمی داند  چه کسی راست

می گوید و چه کسی دورغ.البته علت نیمی از سرگردانی انسان خود اوست.اگر انسان گناه نکند ودر

مسیر تهذیب نفس قرار بگیرد٬هیچ گاه متحیر نخواهد شد.اسلام وحقایقش٬از نورخورشیدنیز روشن تر

است بااین حال عامه ی مردم در سرگردانی بسر می برند.

فرمایش دوم از زبان مولایمان ٬امام حسن عسگری (ع)است.بدین ترتیب که احمد بن اسحاق قمی می

گوید:« من در سامرا به پیشگاه امام حسن عسگری بار یافتم واز ایشان خواستم که امام پس از خود

رابه من معرفی کند.امام حسن(ع)همان دم به من جواب نداده٬بلکه به اندرون خانه تشریف بردند وپس از

چند دقیقه٬در حالی که آقازاده ای در سن چهار-پنج سالگی بردوش مبارک خود داشتند بیرون آمدند. 

اگربالا نشسته ماه بوده                وگرنه یوسفی در چاه بوده

آقازاده (ع) برگونه ی راستش خالی داشت و چهره اش مانند ماه شب چهارده٬می درخشید.

امام عسگری (ع)فرزندشان راازدوش و بغل خود٬به روی زانوی مبارکش گذاشتد و فرمودند:امام پس ازمن٬

این آقازاده-حضرت مهدی (ع)-است. 

در ادامه ی این روایت هم٬کلامی هست که شاهد سخن من است؛امام حسن عسگری (ع)افزودند:

"و الله لیغیبنّ غیبـة لاینجو من الهلکه فیها..."

به خدا سوگند که این امام،برای مدتی دراز وطولانی،پنهان خواهد شد که درآن حال ،کسی جزآن که

خداوندبه امامت او معتقدش  کرده و به دعا کردن برای شتاب در فرج وی،موفقش کرده،از تباهی و نابودی

نجات نمی یابد"

مومن صبح که از خانه بیرون می آید در بیرون،بایک عقیده،بایک انتخاب،بایک رای،بایک نظریه پردازی،بی

دین وملحدمی شود ودوباره که به خانه بر می گردد،استغفار می کندو می گوید:"این چه داوری و چه

حرکتی بود که از من سرزد؟!"باز مومن می شود. بعد از ظهر که بیرون می آید،دو مرتبه بی دین می

شود! لحظه به لحظه و دقیقه به دقیقه انسان ها در خطر معنوی و اخلاقی و در خطر سقوط دینی قرار

می گیرند.

یک انسان برجسته ای -صلاح نیست نامش را ببرم-شب وروز غصه می خوردتا آن که دق کرد و مرد!

 می دانید چرا غصه می خورد؟ وغصه ی چه چیزی را می خورد؟!خودش فرموده بود:شبی پدرم رادر عالم

رویا زیارت کردم {پدرش هم مرد خیلی بزرگواری بود}پدرم خطاب به من فرمود:"تا کنون پنج رای ونظر

درباره ی مطالبی داده ای که در اثر آن،پنج نفر راکشته اند و خداوند هم خون وقتل آن پنج نفر را به پای تو

نوشته است".این آقا هم دیگر از آن عمل دست برداشت و آن کار را انجام نداد اما غصه می خورد که به

جهت یک اعلان نظر او،پنج نفر کشته شده و خون آن ها را به پای وی نوشته اند.   

جالب این جاست گاهی انسان حتی خبرندارد که در سراشیبی سقوط قرار دارد!در مثال های عامیانه ی

قدیم،معروف بود که اگرکسی چهل چهارشنبه٬پشت سرهم برای طهارت ونظافت بدن٬در محله ای خاص٬

داروی نظافت مصرف کند٬دیوانه می شود.شخصی خواست این موضوع را امتحان کند.رفت وچهل هفته آن

جا استحام کرد.اما هفته ی چهلم٬بدن این که لباس به تن کند٬برهنه به کوچه وخیابان دویدو گفت :"آی

مردم!کسانی که می گویندهرکس چهل چهارشنبه در این جاداوری نظافت مصرف کنددیوانه می شود٬

دورغ می گویند!من این کار راانجام دادم اما ببینید دیوانه نشدم"!!حلا این شخص لباسش را هم به تن

نکرده بود! انسان ها هم گاهی دینشان را کلا از دست می دهند اما به خودشان آفرین و بارک الله می

گویند!وگمان می کننددین دارندومی گویند:"الحمدالله نمازم راکه می خوانم؛روزه ام راهم که میگیرم"!

 

راه های عافیت از بی دینی

۱-اخلاص

۲-عرضه کردن دین٬به عالمان ربّانی

۳-دعا برای پابرجا بودن در دین

۴-دعا برای فرج

خلاصه این  که امام زمان(ع) می فرماید:" هر کس برای فرج من دعا کند٬من هم برای حاجت های او دعا

می کنم"یعنی اما عصر(ع)احسان را تلافی وجبران می کند؛وقتی هم که جبران کرد٬ما ازهلاک دینی٬

محفوظ می مانیم.

ای دل بشارت می دهم ٬خوش روزگری می رسد

یادرد وغم طی می شود٬یاشهریاری می رسد

ای منتظر غمگین مشو٬قدری تحمل بیشتر

گردی بپاشددرافق٬گویا سواری می رسد

برگرفته از کتاب آماده باش یاران امام زمان(ع)


 

نوشته شده توسط فرجی در دوشنبه بیستم دی 1389 ساعت 11:31 موضوع | لینک ثابت


 

آیام محرم وصفر برتمام عاشقان کربلاوشیفتگان امام حسین(ع)تسلیت باد


 

نوشته شده توسط فرجی در پنجشنبه دوم دی 1389 ساعت 10:47 موضوع | لینک ثابت


اسامى ، اوصاف و القاب حضرت مهدى علیه السلام

اسامى ، اوصاف و القاب حضرت مهدى علیه السلام

 

مرحوم ثقة الاسلام نورى در بیان اسماء شریفه امام عصر (علیه السلام)، با استناد به آیات و روایات و كتب آسمانى پیشین و تعبیرات راویان و تاریخ نگاران تعداد یكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(علیه السلام)ذكر مى كند و مدّعى است كه در این مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غیر قطعى خوددارى نموده است كه در غیر این صورت چندین برابر این اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:

محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شرید صاحب، غائب، قائم، منتظرو... (1)

كنیه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم [هم كنیه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)]، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابوابراهیم، ابوالحسن و ابوتراب را نیز از كنیه هاى ایشان شمرده است.

در اینجا به ذكر پاره اى عناوین و صفات كه در ضمن زیارت هاى مختلف و ادعیه مربوط به حضرت مهدى (علیه السلام) مورد تصریح قرار گرفته است اشاره داریم، با این امید كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومین(علیهم السلام) در ضمن این دعاها و زیارتها براى امام دوازدهم(علیه السلام)بر شمرده شده برایمان روشن تر سازد.

قابل ذكر اینكه تمام این عناوین و اوصاف به طور خاص در مورد حضرت مهدى(علیه السلام)وارد گردیده، اگرچه بسیارى از آنها در مورد سایر امامان بزرگوار اسلام(علیهم السلام)نیز مى تواند مصداق داشته باشد.

دیگر اینكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم یا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهره ورى از تعابیر موجود در نصوص زیارت و دعاست، اعم از اینكه واژه اى مفرد یا جمله اى توصیفى باشد.

بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین.

خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق.

وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولیاى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.

داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه.

سبیل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت ره جویان.

عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.

خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم).

علم الهدى: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه، نشان مسیر حقیقت.

سفینة النّجاة: كشتى نجات، وسیله رهایى از غرقاب ضلالت، سفینه رستگارى.

عین الحیوة: چشمه زندگى، منبع حیات حقیقى.

القائم المنتظر: قیام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظیرى كه همه صالحان چشم انتظار قیام جهانى اویند.

العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

السیف الشاهر: شمشیر كشیده حق، شمشیر از نیام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سیاه فتنه و جور.

شمس الظلاّم: خورشید آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.

ربیع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفایى انسان، فصل اعتدال خلایق.

نضرة الأیّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاریخ.

الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاى مانده از آثار پیامبران، خودِ دین، كیان آیین، روح مذهب.

الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوین، معجزه پیامبر در هیئت بشرى.

صاحب الأمر: دارنده ولایت امر الهى، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.

صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهیر كننده زمین كه مسجد خداست، از بین برنده پلیدى و ناپاكى از بسیط خاك.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتى.

مهدى الامم: هدایتگر همه امّت ها، راه یافته راهنماى همه طوایف بشریت.

جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحید، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه: یاریگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.

دلیل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

الثائر بأمر اللّه: قیام كننده به دستور الهى، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.

محیى المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاى اهل ایمان.

مبیر الكافرین: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.

مذلّ الكافرین: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پیشگان.

منجى المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایى بخش استضعاف كشیدگان.

سیف اللّه الّذى لاینبو: شمشیر قهر خدا كه كندى نپذیرد.

میثاق اللّه الّذى أخذه: پیمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پیدایش زمان.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كیان هستى دوران.

كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آیات كریمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهى.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پایان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبویّه: گنجینه دانش هاى پیامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

نظام الدین: نظام بخش دین.

یعسوب المتقین: پیشواى متقین.

معزّ الاولیاء: عزت بخش یاران.

مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران.

نور ابصار الورى: نور دیدگان خلایق.

الوتر الموتور: خونخواه شهیدان.

كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه: مهیّا شده براى ریشه كن كردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بین بردن كژیها و نادرستى ها.

المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن: ذخیره شده براى تجدید واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحیاء الكتاب و حدوده: مورد امید براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

السبب المتصل بین الأرض و السماء: واسطه بین آسمان و زمین، كانال رحمت حق بر خلق.

صاحب یوم الفتح و ناشررایة الهدى: صاحب روز پیروزى و بر افرازنده پرچم هدایت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستكارى.

الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهید كربلا.

المنصور على من اعتدى علیه و افترى: یارى شده علیه دشمنان و افترا زنندگان.

المضطرّ الّذى یجاب اذا دعى: پریشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعایش مستجاب شود.

پی نوشت:

1-نجم الثاقب، از صفحه 55 تا 132.

 


 

نوشته شده توسط فرجی در سه شنبه نهم آذر 1389 ساعت 10:50 موضوع | لینک ثابت


ایرانیان دردوران ظهور

ایرانیان دردوران ظهور

 

کشورایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی درنگاه غربی ها پایگاهی حیاتی و مهم به شمار می رفت که

درمرزشوری وقلب جهان اسلام قرارداشت وازدیگاه مسلمانها کشوری اسلامی واصیل محسوب می شد

که «شاه»هم پیمان غرب واسرائیل برآن حکومت می کرد وکشور رادرخدمت آنان قرارمی داد.

...تا اینکه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران٬مسلمانان جهان را غافلگیر و قلب های غمگین آنان راچنان از

سرور و شادی سرشار نمود که در قرن های گذشته بی سابقه بود٬ حتی می توان گفت: تصور چنین

پیروزی بزرگی درفکر کسی نمی گنجید.این سرور و خوشحالی همه کشورها وملت های مسلمان رادر

برگرفت٬و به جایی رسید که همه جا سخن از فضل وبرتری ایرانیان ونژاد وقبیله سلمان فارسی بود٬بطور

مثال٬یکی از صدها عنوانی که در مجلات و روزنامه های غرب و شرق جهان اسلام منتشر شد ٬این تیتر

مجله تونسی «شناخت»بودکه درآن آمده بود:«پیامبر(ص)٬ایرانیان رابرای رهبری امت اسلام برمی گزیند»

این حوادث٬نگاه ماراباردیگر به سوی ایرانیان باز گرداندو دریافتیم روایاتی که ازپیامبر(ص)درباره ایرانیان وارد

شده تنها مربوط به تاریخ گذشته آنها نبوده٬بلکه به آینده نیزارتباط دارد...از این روبا مراجعه به منابع حدیث

وتفسیر و بررسی روایات مربوط به ایرانیان٬ به نتیجه رسیدیم که این اخبار بیش از آنکه مربوط به گذشته 

باشد٬مربوط به آینده است وجالب اینکه اینگونه روایات در منابع حدیث سنی ها بیشتر از منابع  شیعه ها

وجود دارد. 

چه می توان کرد٬وقتی که در روایات مربوط به حضرت مهدی (عج)و زمینه سازی حکومت آن بزرگوار٬ایرانی

ها ویمنی ها دارای سهم بسزائی بوده وکسانی هستند که به افتخار ایجاد زمینه ظهور آن حضرت و

شرکت در نهضت وی نایل می شوند٬همچنین افراد شایسته وبزرگواری از مصر ومومنانی حقیقی از شام

وگروه هایی از عراق از این فیض بهره مند می شوندو همینطور سایر دوستداران آن حضرت در گوشه وکنار

جهان اسلام که از این موهبت برخودار و از یاران ویژه و دستیاران آن حضرت خواهندبود.جانمان فدای آن

حضرت و یاران او باد

ستایش ایرانیان در احدیث سنی ها

این نکته٬بسیار قابل توجه است که احادیث نبوی در ستایش ایرانیان در منابع سنی ها بسیار بیشتر از

منابع شیعی است آنچنانکه یک محقق به راحتی  می تواند از روایات مصادره سنی ها در فضائل ومناقب

ایرانی ها وبرتری آنها برعرب بنویسد!

حدیث گوسفند سیاه وسفید  

از جمله این احادیث «گوسفند سیاه وسفید»است که ابو نعیم روایت می کندـ(روایت از طریق حذیفه):

رسول خدا(ص)فرمود:خواب دیدم که گوسفندان سیاه به دنبال من هستند٬سپس گوسفندان سفید به

 آنها اضافه شدند٬تا جائی که دیگر گوسفندان سیاه را در بین آنها ندیدم .ابوبکر گفت:گوسفندان سیاهی

که به دنبال شما بودند عرب ها هستند وگوسفندان سفید٬عجم هائی که از شما پیروی خواهند کرد که

آنقدر زیاد می شوند که دیگر عرب ها در میان آنها به چشم نمی آیند.رسول خدا(ص)فرمود:فرشتگان نیز

همین گونه خواب را تعبیر نمودند.

حدیث پشتیبانی فارس ها از اهل بیت: 

نزد رسول خدا(ص)از ایرانیان سخن به میان آمد٬حضرت فرمود:ایرانیان پشتوانه ما اهل بیت اند.

حدیث اطمینان پیامبر به فارس ها:

ابو نعیم از ابوهریره روایت می کند:

نزد رسول خدا(ص)یادی از عجم شد٬حضرت فرمود:بخدا قسم اطمینان من به آنها بیش از اطمینان من به

شما یا بعضی از شما ست.

مسلم از ابوهریره روایت می کند:

هنگامی که سوره جمعه نازل می شد٬ما نزد رسول خدا(ص)نشسته بودیم٬وقتی حضرت این آیه را

خواند: «و آخرین منهم لما یلحقو بهم...٬و کسانی که هنوز به ایشان نپیوسته اند»شخصی پرسید:یا

رسول الله! آنان کیانند؟حضرت پاسخی نداد تا دوباره و سه باره سوال کرد.سلمان فارسی هم آنجا بود.

حضرت دست بر شانه سلمان گذاشت وفرمود:اگر ایمان در ثریا هم باشد٬مردانی از اینان به آن خواهند

رسید.

احمد بن حنبل روایت می کند:

پیامبر(ص)فرمود:نزدیک است که خداوند متعال اطراف شما را ازعجم پرکند٬آنان چون شیرانی هستند که

نمی گریزند.با دشمنان شما می جنگند و از غنائم شما استفاده نمی کنند.

این روایت را ابو نعیم با اسناد مختلف از حذیفه وسمرة بن جندب و عبدالله بن عمر روایت کرده است.

ابن ابی الحدید روایت می کند:

اشعث بن قیس ازمیان جمعیت خودرا به علی (ع)رساند وگفت:یا امیرالمومنین!این سرخ رویان (یعنی

ایرانیان)که اطراف تورا گرفته اند برما عرب ها غلبه کرده اند.حضرت با پای خود آهسته به منبر کوبید.

صعصعة بن صوحان گفت:ما را با اشعث چه کار؟امروز امیر المومنین در باره عرب سخنی خواهد گفت که

هرگز گفته نخواهد شد.حضرت فرمود:کدامیک از این شکم پرستان بی شخصیت که مانند الاغ در

رختخوابش می غلطد و مانع هدایت مردم می گردد٬عذر مرا می پذیرد؟آیا تو می خواهی من آنها

(ایرانیان) را برانم؟اگر چنین کنم قطعا نادان خواهم بود.قسم به کسی که دانه را شکافت و انسان راآفرید٬

ایرانیان شما را برای باز گشت به دین خواهندکوبید٬چنانکه شما آنان را برای پذیرش دین کوبیدید.

ایرانیان و زمینه سازی ظهور

تمام منابع راویی شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که ظهور امام زمان(عج)پس از نهضتی بوقوع خواهد

پیوست که زمینه ساز ظهور حضرت است .در این نهضت صاحبان درفش های سیاه از ایرانیان ٬آماده

کننده مقدمات فرمانروائی او هستند.و وجود  دو شخصیت ایرانی موعود٬یعنی سید خراسانی یا هاشم

خراسانی و یاور او شعب بن صالح نقشی قابل توجه دارند.

منابع حدیث شیعه علاوه برایرانیان ٬از یمنی ها نیز بعنوان زمینه ساز ظهور حضرت نام برده اند.همچنانکه

از مجموعه احادیث می توان وقوع یک حرکت انقلابی قبل از ظهور را پیش بینی کرد.مانند این روایت که

در تفسیر آیه «بعثنا علیکم عبادآ لنا اولی باس شدید٫گروهی از بندگان پیکار جوی خود را برضد شما

برانگیزیم»٬چنین آمده است.

آنان گروهی هستند که خداوند قبل از قیام قائم برانگیزد و به سرغ هر یک از قاتلان اهل بیت که بروند اورا

به قتل رسانند.

 احادیث قم و مرد موعودآن

از جمله روایات ظهور٬قیام مردی از قم است. امام کاظم)ع) فرمود:مردی از قم٬مردم را به حق دعوت کند٬

افرادی پیوامون او گرد آیند که قلب هاشان همچون پاره های آهن(استوار)است.بادهای تند حوادث٬آنان را

نلغزاند٬از جنگ خسته نشده ونترسند٬اعتمادشان بر خدا است و سر انجامِ کار از آنِ پرهیزگاران است.

روایت٬زمانِ قیام او را مشخص نکرده اما در تاریخ قم وایران وجود چنین شخصی با چنان یارانی قبل از

امام خمینی وطرفدارانش سابقه نداشته است .البته احتمال دارد که این راویت ناقص باشد ویا به

مناسبت خاصی ٬امام آن را فرموده باشد. این حدیث رابحارالانوار٬ از کتاب تاریخ قم نوشته حسن بن

محمد بن حسن قمی که هزار سال پیش آن را تالیف نموده نقل کرده ومتاسفانه نسخه اصلی آن کتاب

در دسترس نیست.

ممکن است گفته شود:درست است که در تاریخ قم وایران ظاهر شدن چنین شخصیتی برجسته سابقه

ندارد٬اما دلیلی در دست نیست که ثابت کند این روایت٬منطبق بر امام خمینی و طرفداران اوست.پس

شاید منظور ٬شخص دیگری باشدکه در عصر ما ویا بعد از مدتی ظاهر شود.

در پاسخ باید گفت: اگر چه در روایت ٬زمان این پیشامدمشخص نیست اما مجموعه صفاتی که در روایت

آمده٬بعلاوه آنچه که روایات متعدد دیگر٬پیرامون قم وایران وارد شده٬این نظریه را تقویت می کندکه شاید

مراد امام خمینی ویاران او باشند.

 

برگرفته از کتاب عصر ظهور

 


 

نوشته شده توسط فرجی در چهارشنبه سوم آذر 1389 ساعت 11:12 موضوع | لینک ثابت